سه شنبه نوزدهم تیر 1386 10:30


چهل و سومین سالروز زلزله بوئین زهرا


امروز نیز سالروز یکی از مخرب ترین زلزله های تاریخ معاصر ماست که به کشته شدن حدود بیست هزارنفر از هم میهنان ما در اول شهریور سال چهل و یک انجامید. این زلزله با بزرگای هفت و دو دهم در ساعت ده دقیقه به یازده شب با ویرانی کامل شهر بوئین زهرا و تمام روستاهای اطرافش – دانیسفهان، تاکستان، توفک ، رودک ، سگزآباد، رستم آباد، آغچه مزار و ایپک – همراه بود. زلزله با شدت بالائی در تهران احساس شد به نحوی که آنها که در آن زمان در تهران می زیسته اند همگی این زلزله را به خوبی به یاد دارند. در بررسی هائی که حدود سه سال پیش در یک کار تحقیقی روی بوئین زهرا داشتم اثری از خرابی های آن روز ندیدم و فقط از مقاله پروفسور آمبرسیز که سال بعد بر پایه تحقیق ایشان روی زلزله بوئین زهرا در مجله انجمن زلزله شناسی امریکا چاپ نمود عکس فوق را اسکن کرده و در اینجا به رسم یادبود و به یاد جانباختگان زلزله بوئین زهرا می آورم و به روان همه هموطنان جان باخته در آن رویداد درود می فزستم.
یاد آوری کنم که این زلزله همان رویدادی است که زنده یاد جهان پهلوان تختی برای کمک به بازماندگانش به پا خواست و مردم از طریق او کمک بسیاری به آسیب دیدگان زلزله کردند.
در بازدید از منطقه از اثر سطحی گسلش زمینلرزه ای پس از حدود چهل سال چیزی باقی نمانده بود و گزارشهای پس از آن رویداد – از جمله مقاله ای که به آن اشاره کردم – گسیختگی سطحی حدود هشتاد کیلومتر را در راستای شرقی ، غربی در جنوب بوئین زهرا ایجاد کرده بود.
از سوی دیگر یک نکته که در تحقیقات در محل متوجه شدم این بود که روستای توفک در پنج کیلومتری جنوب بوئین زهرا توسط جمعیت صلیب سرخ کشور هلند در مدت یک سال به طور کامل بازسازی شد و روستای رودک که در فاصله حدود سه کیلومتری توفک واقع است نیز در همان مدت توسط استادان و دانشجویان دانشگاه تهران بازسازی گردید.
یک یاد آوری دیگر: امروز در ژاپن نیز روز کاهش خسارت بلایای طبیعی یا همان روز زلزله است که دلیل آن نیز آنکه روز اول سپتامبر سال 1923 میلادی زلزله مهیبی شهر کانتون ژاپن را کاملا ویران نمود و موجب یک آتش سوزی مهیب نیز شد. به هر حال امروز در تاریخ روز زلزله های مخرب و فاجعه بار بوده است.
دیروز هم یادآوری کردم که دهم شهریور ماه سال چهل و هفت و یک روز پس از زلزله دشت بیاض، زلزله ای با بزرگای شش و چهار دهم شهر فردوس را در غرب دشت بیاض ویران کرد. پس امرور سی و هفتمین سالروز زلزله فردوس نیز هست. زلزله های دشت بیاض و فردوس را می توان به عنوان مورد شناخته شده زلزله های پیاپی در اثر پدیده شلیک یا چکانش گسیختگی در اثر جنبائی یک گسل – گسل دشت بیاض - در گسل دیگر – گسل فردوس – در نظر گرفت. این موردرا ما در یک پژوهش با استفاده از تغییرات تنش کولمب در این ناحیه اندازه گیری و اثبات کردیم. ولی همان تحقیق ما نشان داد که هنوز باید کار بسیار بیشتری روی چنین مناطقی صورت گیرد.
چنین پدیده گسلش های پی در پی در گسلهائی که به دنبال هم هستند در مورد گسل ایپک که مسبب زلزله بوئین زهرا بود نیز باید بررسی شود. از جمله به این دلیل که گسل اشتهارد در سوی شرقی گسل ایپک واقع است و از سوی دیگر این سامانه گسله باز به سوی شرق به گسل ماهدشت – جنوب کرج، و آن هم در انتهای شرقی خود به گسل شمال تهران می رسد. اگر فاصله حدود صد و پنجاه کیلومتری بوئین زهرا تا تهران را در نظر بگیریم به اهمیت قضیه بیشتر پی می بریم. بنابراین بسیار لازم است که تغییرات تنش کولومب در این سامانه نیز بررسی شود
نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

دکتر پرویز ورجاوند ناصری سه شنبه نوزدهم تیر 1386 10:20


زندگی نامه­ی دکتر پرویز ورجاوند ناصری به قلم خودش

دکنر پرویز ورجاوند ناصریمتولد 1313 در تهران، بعد از دوره­ی دبستان و دبیرستان و دریافت ششم ریاضی و گذراندن دوره­ی عالی نقشه برداری در سازمان نقشه برداری مشغول به کار شدم. سپس ششم ادبی را گرفته، در دانشگاه تهران دوره­ی لیسانس باستان شناسی و فوق لیسانس علوم اجتماعی را طی کرده با گرفتن بورس تحصیلی به کشور فرانسه عزیمت کرده و دوره­ی انستیتوی انسان شناسی را در دانشگاه پاریس و مدرسه عالی لوور گذرانیده، توانستم دکترای باستان شناسی را با گرایش درباره­ی معماری ایران در دوران تاریخی از سوربن دریافت کنم.

از 15 سالگی درگیر فعالیت­های سیاسی زمان در کنار نیروهای ملی شدم و در 16 سالگی مسوولیت روزنامه­ی «دانش آموز» را در برابر «دانش آموزان» که از سوی حزب توده منتشر می­شد برای طیف ملی برعهده گرفتم و در روزنامه­هایی چون پرچمدار و مجله­ی امید ایران به نوشتن مقاله و داستان تاریخی پرداختم. در تمامی دوران فعالیت نهضت ملی شدن صنعت نفت حضور داشتم. بعد از کودتای 28 مرداد مورد برخورد و دستگیری قرار گرفتم. در نهضت مقاومت ملی از تلاشگرانی بودم که چندبار دستگیر و بازداشت شدم. پس از آنکه در 1339 به فرانسه رفتم، توانستم جریان جبهه ملی را در اتحادیه­ی دانشجویان ایرانی در فرانسه مطرح و سرانجام جبهه ملی اروپا را با همکاری تنی چند از کوشندگان پایه گذاری کنم که در اولین کنگره مسوولیت هیات اجرایی اروپا برعهده­ام گذارده شد و توانستم روزنامه «ایران آزاد» را به عنوان ارگان جبهه ملی انتشار دهم. همزمان توانستیم کنفدراسیون دانشجویان ایران را سازماندهی کنیم و تا چند سال آن را در مسیر جبهه ملی به پیش ببریم.

در بازگشت به ایران پس از مشکلاتی که با ساواک داشتم، در جریان بررسی تهیه­ی طرح بازسازی منطقه­ی زلزله زده­ی بوئین زهرا بر اثر تصادف شدید بیش از 4 ماه در حالت فلج به سر بردم که به یاری یزدان پاک، بعد از 8 ماه به تدریج سلامت نسبی را به دست آوردم. با قبول شدن در امتحان ورودی استادیاری دانشگاه تهران به دلیل مخالفت ساواک از استخدام بازماندم ولی با حمایت شادروانان دکتر سیاسی، دکتر صدیقی و دکتر صفا اجازه­ی تدریس بدون دریافت حقوق به من داده شد. در کنار آن مسوولیت بخش مردم شناسی و ایلات و عشایر موسسه­ی تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه تهران برعهده­ام گذارده شد و همزمان مسوولیت مرکز آموزش و برنامه ریزی خدمات جهانگردی وابسته به سازمان جلب سیاحان را عهده دار شدم و نخستین گام­ها در زمینه­ی تربیت نیروهای کاردان برای صنعت جهانگردی برداشته شد. با تشکیل سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، با عنوان مشاور عالی و مسوول بخش تربیت کادر متخصص برای حفظ و مرمت بافت­های قدیمی و مرمت مجموعه­های باستانی و تاریخی به فعالیت پرداختم که عمده متخصصان معمار و باستان شناس سازمان میراث فرهنگی از دانش آموختگان آن دوره­های تخصصی به شمار می­روند.

انتشار مجله­های باستان شناسی و هنر و فرهنگ و معماری به صورت دوزبانه، از فعالیت­های دیگر من در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی به شمار می­رود. در ضمن به عنوان عضو هیات تحریریه در دو مجله­ی هنر و معماری و هنر و مردم مشغول به فعالیت بودم. فعال ساختن بخش پژوهش­های مردم شناسی و ایلات و عشایر در زمینه­ی پژوهش­های میدانی و همچنین افزودن پژوهش­های میدانی به برنامه­های رشته­ی باستان شناسی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد برای کارآمد ساختن نیروهای جوان، از دیگر تلاش­هایم به شمار می­رود.

انجام بررسی­های باستان شناسی و مشارکت در کاوش­های هفت تپه، بیشاپور، تخت سلیمان و مسوولیت کاوش­های رصدخانه­ی مراغه و مشاوره و بررسی درباره­ی نحوه­ی مرمت و بازسازی شمار فراوانی از جایگاه­های عمده­ی باستانی و تاریخی کشور چون تخت جمشید، بناهای دوران صفوی اصفهان، آذربایجان، کاشان، شمال کشور و ... فعالیت­های مستمری بودند که تا سال 1357 ادامه داشت و بخشی از آنها در قالب چند سد مقاله در مجله­های معتبر داخل و خارج و دایره المعارف­هایی چون؛ ایرانیکا، دایره المعارف اسلامی، دایره المعارف تشیع، دانشنامه بزرگ فارسی، دانشنامه زنان ایران و ... به چاپ رسیده است. افزون بر آن، بیست جلد کتاب در زمینه­های انسان شناسی و ایلات و عشایر، جغرافیای تاریخی و آثار باستانی مناطق مختلفی از ایران، سبک شناسی معماری، باستان شناسی و هنر، شیوه­ی مرمت بناهای تاریخی، رابطه­ی فرهنگ و توسعه و ... تاکنون از من به چاپ رسیده است.

می­توان گفت که فعالیت­های سیاسی من، از بازگشت به اروپا در چارچوب تماس با همفکران جبهه ملی و نیروهای ملی و تشکیل نشست­های منظم با نیروهای جوان همچنان ادامه داشت و به مناسبت در قالب مصاحبه­ها یا مقاله­ها در نشریات معروف بازتاب می­یافت. سرانجام در پی انقلاب 57 به دعوت شادروان مهندس بازرگان برای مدتی مسوولیت وزارت فرهنگ و هنر برعهده­ام قرار گرفت. در شرایط بحرانی زمان که پاسداری از فضای باز و حمایت از آفرینش­های هنری در ابعاد گوناگون کار بسیار مشکلی به شمار می­رفت و حفظ میراث­های فرهنگی کشور در جو آشفته و ضد فرهنگی، کوششی خستگی ناپذیر را می­طلبید، با قبول مشکلات بسیار کوشش کردم تا از میزان فشارهای تخریبی کاسته شود و به تلاشگران عرصه­ی فرهنگ و هنر با تغییر فضای سیاسی کشور امید ببخشم. در سال 1360 و به ویژه پس از فراخوان جبهه ملی در 25 خرداد آن سال، من و تنی چند از اعضای دولت موقت که با جبهه ملی پیوند داشتیم، دستگیر و یک دوره­ی سیاه سه ساله­ی زندان را از سر گذراندیم که عوارض سنگینی بر سلامت من گذارد.

پس از آزادی، تلاش­های وسیعی در زمینه­ی ادامه­ی کارهای فرهنگی و انتشار کتاب­ها و مقاله­هایی پی جسته شد و تاکنون در موارد گوناگون اوضاع سیاسی و جامعه­ی ایران سدها مصاحبه با رسانه­ها انجام گرفته است و تلاش بر آن بوده تا امید از جامعه و نسل جوان رخت برنبندد و تلاش دشمنان خارجی نتواند همبستگی ملی و یکپارچگی کشور را خدشه دار سازد. در این راه فشارهای همه جانبه با تمامی وجود تحمل گردید و امید به آن دارد تا به یاری یزدان پاک بتوان در قبال معرفی تاریخ و فرهنگ پربار ایران و تشویق جامعه برای پاسدارای از استقلال و یکپارچگی میهن توفیق لازم به دست آید.

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

استگاه شماره 3و4 سه شنبه نوزدهم تیر 1386 9:39

ايستگاه3 رودخانه حاجي عرب  درروستاي رودك

اين رود ازدامنه كوه قيه داغي درجنوب خرقان شرقي سرچشمه گرفته وبه سوي شمال شرقي جريان دارد وبعد از عبور از روستاهاي نصرت آباد،سنگاوين،دانك،حاجي عرب،صادق آباد،رواند،يريجان،رستم آباد،قلعه رحمت آباد، رودك وسگزآباد ومشروب كردن زمين ها وباغات روستاهاي فوق به طرف نمك زارهاي اشتهارد جريان مي يابد وازآنجا به طرف درياچه مسيله قم روانه مي شود. درروستاي رودك قسمتي از اين رودخانه به وسيله يك نهر انحرافي به داخل يك سد خاكي كوتاه هدايت مي شود وبعد از ذخيره شدن درآنجا به عنوان آبياري مكمل مورد استفاده قرار مي گيرد توضيح درمورد اين سد درصفحات قبلي آمد. مقادير متوسط و دبي سالانه اين رود در   ايستگاه هاي مختلف به شرح ذيل مي باشد:

1-    ايستگاه نصرت آباد 7/9 متر مكعب درثانيه درطول دوره آماري 25 ساله

2-    ايستگاه حاجي عرب 22/25 مترمكعب درثانيه درطول دوره آماري 33 ساله

3-    ايستگاه رستم آباد 8/31 مترمكعب درثانيه در طول دوره آماري 22 ساله.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شكل 7 (نماي ديگر از سد خاكي رودك)

 

ايستگاه شماره4:

منطقه آتشفشاني رامند وخاك هاي صنعتي آن:

الف) كائولنيت

خاك هاي صنعتي داراي انواع گوناگون با كاربرد هاي مختلف هستند كه مهمترين انواع آنها كائولن وبنتونيت مي باشند. كائولنيت فراوان ترين خانواده كاني مشخصه سنگ كائولن مي باشد. اين كاني به دو صورت آلتراسيون وهوازدگي تشكيل مي شود. بدين صورت كه سنگ هاي غني از آلومينيم مانند سنگ هاي اسيدي وحد واسط درصورتي كه تحت تأثير محلول هاي گرمابي وماگمايي اسيدي قرار گيرند باعث هيدروليز كاني هاي سيلكات آلومينيم دار آنها شده وبا رفع عناصر سديم وپتاسيم وكلسيم آنها، آلومينيم آنها به جاي مانده وبه كائولنيت تبديل مي شوند. ازسوي ديگر سنگ هاي غني از AL نيز براثر هوازدگي درآب وهواي گرم ومرطوب به كائولينيت تبديل مي شوند.

قسمت عمده توليد كائولينيت به مصرف كاشي سازي وتوليد سراميك مي رسد. موارد مصرف مهم ديگر كائولينيت كاربرد آن درتوليد سيمان سفيد وسيمان معمولي مي باشد.

كاربرد ديگر آن به عنوان مواد پركننده وروكش در صنايع كاغذ سازي وتهيه ساخته هاي سراميكي وديرگدازها،لاستيك سازي وتهيه رنگ وپلاستيك وتهيه داروهاي اسهال وكود شيميايي است.

ب) بنتونيت:

بنتونيت يك ماده معدني از دسته رس هاست كه ازكاني مونت مو ريونيت وبه مقدار كم بيدليست تشكيل شده است. اساساَ بنتونيت سنگي است مركب از يك شبه رس متبلور كه از تغيير حالت شيشه اي به حالت بلوري كه معمولاَ اغلب توف يا خاكسترمختلفي از دانه هاي ديگري است كه به صورت بلور در شيشه آتشفشاني وجود داشته اند اين دانه هاي بلوري،فلدسپات،بيوتيت،پيروكسن وانواع ديگر كانيهاي مختلف مخصوص سنگ هاي آذرين است.

بنتونيت به دليل خواص نرم بدون تورم پذيري،كلوئيدي وخوب مخلوط شدن با آب،خميري شدن،پلاستيك بودن، چسبندگي ،جاذب بودن ،داراي مصارف بيشمار است از جمله گل حفاري، عامل چسباننده در ماسه هاي ريخته گري،جلوگيري از نفوذ آب سدها وكانال ها واستخرهاي آب،عامل شفاف كننده مايعات به خصوص آب ميوه ها،زلال كردن آب وصاف كردن مايعات ازجمله پارافين  گلوله كردن غداي دام وحيوانات اهلي،ناقل دررنگ ها وساير مواد واسپري شدني چون سموم گياهي وحيواناتي، صابون سازي، صنايع دارو سازي،فيلتر،كاتاليزور، اين منابع معدني در نزديكي روستاي سراوجين وروستاي آتش انبار واقع است كه قديمي ترين آنها معدن خاك صنعتي سراوجين مي باشد كه حدود 30 سال از برداشت آن مي گذرد.

 

راههاي تشكيل بنتونيت:

1)  بنتونيت مهاجر: اين بنتونيت ها توسط آب از محل تشكيل خود جا به جا   شده اند ومرغوبيت چنداني ندارند چون داراي مواد نا خالص مي باشند.

2)  بنتونيت درجازا: كه از تجزيه سنگ هاي آذرآواري در محل اوليه ايجاد شده ومرغوبيت بيشتري دارند. البته درتشكيل بنتونيت ها محلول گرمابي كه از اعماق زمين بالا مي آيند مؤثرند. معدن بنتونيت سراوجين يا معدن عقيق يك معدن شخصي است كه از نظر مواد چنداني غني نيست ولي با وجود اين حدود سي سال است كه كار مي كند. بنتونيت اين معدن ازنوع درجازا است وعمده خاك آن به اصفهان فرستاده مي شود وكاشي هاي خوبي از آن توليد مي كنند. حالت پلكاني داشته وحدود 4 پله آن باطله است.

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

فصل سوم سه شنبه نوزدهم تیر 1386 9:37

فصل سوم:

مسيرشماره 3 شامل:

·        ايستگاه اول- قره تپه وزاغه تپه سگزآباد

·        ايستگاه دوم- سدخاكي رودك

·        ايستگاه سوم- رودخانه حاجي عرب

·        ايستگاه چهارم- معدن خاك هاي صنعتي سوراوجين وناحيه دانسفهان

 

 

 

 

 

 

 

مسير شماره 3:

ايستگاه اول= قره تپه وزاغه تپه سگز آباد:

 براساس يافته هاي باستان شناسي دردشت قزوين، آغاز زندگي يك جا نشيني بشر دراين منطقه به اواخر هزاره هفتم واوايل هزاره ششم پيش از ميلاد باز مي گردد. دشت قزوين كه امروزه يكي از مناطق ممتاز كشور درعرصه صنعت وكشاورزي است وبيشتر راه ها ارتباطي كشور از آن مي گذرد درسالهاي قبل از ميلاد مسيح نيز به عنوان چهارراه ارتباطات فرهنگي مد نظر بوده است.

با توجه به وجود بيش از 400 تپه باستاني در دشت قزوين موسسه باستان شناسي دانشگاه تهران به منظور پژوهش وآموزش دانشجويان گروه باستان شناسي كار بررسي وحفاري اين دشت را از سال 1349 آغاز كرده است.

دشت قزوين تنها منطقه اي است كه كاوشهاي باستان شناسي درآن بدون كمك باستان شناسان خارجي انجام گرفته است واين عامل مي تواند استقلال علمي باستان شناسان كشور را فراهم سازد. زندگي درتپه زاغه دراواخر هزاره ششم پيش از ميلاد آغاز گرديده است. زندگي در قره تپه نيز به دو هزار سال پيش از ميلاد مي رسد،تپه زاغه مربوط به دوران استقرار بشر در روستا مي باشد.

تپه قبرستان با فاصله اندكي از اين دو تپه مربوط به دوران شهر نشيني وتپه سگز آباد مربوط به دوران مفرغ وآهن است ساكنان تپه سگز آباد شهرنشيناني بودند كه به آهن ومفرغ دسترسي داشته وداراي كتابت بوده اند. درحفاري ها وكاوشهاي باستانشناسي تپه زاغه كه به پايان رسيده يك معبد منقوش كشف شد. كه تنها معبد منقوش موجود درفلات ايران درآن زمان به شمار مي رود.

درتپه قبرستان نيز كارگاه ذوب فلز پيدا شد. كه بسيار حائز اهميت است. بقاياي معماري كشف شده درتپه زاغه وقبرستان متاسفانه به مرور زمان وبر اثر بي توجهي مسئولان تخريب شده ولي درقره تپه سگزآباد،آثار معماري به دست آمده در دو سال اخير توسط مؤسسه باستانشناسي در دست مرمت وبازسازي است.

با توجه به اينكه انباشت بقاياي فرهنگي تپه سگز آباد حدود 5/10 متر وشامل چندين دوره معماري است،درمورد آثار به دست آمده در تپه هاي سه گانه،از دو تپه زاغه وقبرستان آثار سفال با نقش هاي فوق العاده زيبا ومنقوش به دست آمده كه اين آثار در موزه ملي ايران وموزه قزوين نگه داري مي شود.

درتپه سگزآباد نيز به غير از بقاياي معماري، آثار بسياري به دست آمده كه با مطالعه دقيق و روش مند آنها مي توان به گونه اي مبهم فرهنگ مادي ومعنوي مردمان پيش از تاريخ دشت قزوين پي برد. ساكنان اين تپه براي ساخت سفال هاي خود از نقوش هندي استفاده مي كردند واغلب با افزودن اشكال حيوانات به صورت برجسته به سفال، ظروف خود را زينت مي دادند.

 

 

 

 

 

 

 

شكل 4 ( چگونگي دفن مردگان در  قرا تپه سگزآباد- 8000سال پيش)

 

 

ساكنان تپه سگزآباد (قره تپه) ازذوق هنري بسيار برخوردار بودند نقش مايه اصلي كه براي ساخت مجسمه ويا تزئين ظروف به كار مي بردند،بيشتر از نقوش حيوانات ويا پرندگان بوده است كه به نظر مي رسد كه اين دو عامل نقش بسيار زيادي در ماهيت اعتقادي آنها داشته است. به كارگيري اين گونه نقش ها،فرهنگ قره تپه سگزآباد را از محوطه هاي همزمان ايران شاخص مي كند.

معماري ساكنان اين تپه نيز قابل توجه است مردمان ساكن قره تپه سگزآباد درمعماري از خشت هاي هم اندازه قالبي واستاندارد استفاده مي كردند واز گچ نيز به عنوان ملات ديوار بهره مي بردند. علاوه برآنكه براي سفيد كاري ديوارها كف اتاق ها وبند كشي بين خشت ها نيز از گچ استفاده مي كردند. سقف ساختمان هاي اين تپه نيز به احتمال زياد مسطح بوده است. از ديگر موارد قابل توجه، وجود سالني به وسعت 63 متر مربع دراين تپه است كه به احتمال زياد يك مكان عمومي بوده وداراي دو درگاه ورودي است ودرامتداد ديوار هاي اصلي، از نيمكت هاي خشتي به صورت پله استفاده شده است. قطر ديوارهاي اصلي اين مكان به يك متر و60 سانتي متر مي رسد كه نشان دهنده توجه ساكنان اين تپه به استحكام اين مكان عمومي است.

 

 http://tinypic.com/view.php?pic=5zml0d1

 

 

 


شكل 5 (سفال هاي نقش دار قرا تپه سگزآباد-5000سال پيش)

از سوي ديگر با توجه به وضعيت عمومي بنا وتجزيه وتحليل اشياء به دست آمده از داخل بنا از جمله مجسمه هاي آييني ساخته شده از گل پخته،بيش از پيش احتمال معبد بودن اين مكان تقويت مي شود. معماري دراين تپه از انسجام كاملي برخوردار است. درگوشه بيشتر خانه هاي كشف شده درحفاري هاي اخير خمره اي قرار گرفته كه نيمي از آن درداخل كف ها قرار دارد واز آن به عنوان مكان ذخيره آذوقه استفاده مي شده است.

مهمترين دست آورد كاوش هاي قره تپه سگزآباد كشف نمونه خط وآثار مربوط به اعتقادات مذهبي مي باشد. يافته هاي كتابت قره تپه مربوط به كمي قبل از هزاره سوم پيش از ميلاد است. ساكنان اين تپه با استفاده از گل هاي ورز داده شده    لوحه هاي گلي مي ساختند وبا خط تصويري وعيلامي كتابت مي كردند.

دستيابي به آهن درقره تپه مربوط به سال 1500 قبل از ميلاد است وبراساس يافته هاي باستان شناسي استفاه از آهن در دشت قزوين از اين تاريخ آغاز شده است1.

متأسفانه براثر بي توجهي مسئولان درسالهاي گذشته ورها شدن به حال خود،قسمت هاي زيادي از اين تپه ها توسط قاچاقچيان اشياء عتيقه وتجاوز كشاورزان بومي به حريم تپه ها ازبين رفته است. با احياء ومرمت آثار به دست آمده از اين تپه ها مي توان با همكاري سازمان ميراث فرهنگي كشور، اين آثار را به يك جاذبه جهان گردي تبديل كرد وبا جذب جهانگردان به اين منطقه، سرمايه گذاري هاي انجام شده براي حفاري ،مرمت وبازسازي تپه ها باز گرداند.

 

 

 

1-      گذري برپيدايش واستقرار نخستين جوامع وفرهنگ هاي فلات ايران در دشت قزوين-

روزنامه همشهري- شماره 1727 يكشنبه 6 ديماه 1377

 

 


ايستگاه شماره 2 سد خاكي رودك

سد خاكي رودك:

نوع سد : خاكي

ارتفاع : 5/14 متر

طول: 365 متر

ذخيره آب مفيد: 5/1 ميليون متر مكعب

اين سد كه به آن در اوايل سال 1361 آب بسته شد،براي منظور هاي مختلف از جمله موارد ذيل ساخته شده است:

1-  جلوگيري از هرز وهدر رفتن آب رود فصلي حاجي عرب، هر سال از اول مهر مقدار زيادي آب در حدود 10 تا 20 ميليون متر مكعب ،يعني چندين برابر قدرت ذخيره مفيد سد كه 5/1 ميليون متر مكعب است،از طريق اين رود هرز وهدر رفت، اين آبها به رودخانه شور مي ريخت وازآنجا نيز به درياچه قم وبالاخره شور واز دسترس خارج مي شود. آب رودخانه حاجي عرب بر طبق آمار 33 ساله از 15 فروردين كم مي شود واز اواسط ارديبهشت به بعد خشك مي شود. بنابراين اين رود در نيمه دوم بهار وتابستان وپاييز آب ندارد. تازماني كه آب دارد،قسمتي از آن براي آبياري مزارع وقسمتي هم براي ذخيره سد استفاده مي شود. اما از وقتي كه آب رودخانه خشك مي شود،شروع به بازكردن آب سد مي كنند وازآن براي تكميل آبياري يا جبران كمبود آب استفاده       مي كنند.

2-  ذخيره كردن سيلابها كه از حوضه آبگير سد به مساحت تقريبي 200 هكتار برمي خيزد. بارندگي اين حوزه تقريباَ 240 ميلي متر درسال مي باشد.

با جمع آوري وذخيره كردن اين آبها در پشت سد،آب مطمئن وبيشتري براي اين منطقه تأمين مي گردد. اين آب همانطوري كه قبلاَ هم گفته شد درموقع كم آبي به عنوان مكمل جهت آبياري وهمچنين توسعه سطح زير كشت وافزايش محصول مورد استفاده قرار مي گيرد. تخليه آب بوسيله يك لوله چدني كه در زير كار گذاشته شده است، صورت مي گيرد. (تقريباَ يك متر مكعب درثانيه)

بنابراين مي توان 2 تا3 ماه از سال اين آب را استفاده كرد. اين آب به آبياري 400 هكتار زمين پايين دست سد كمك مي كند. با توجه به اينكه اراضي مذكور قبل از اين به علت كم آبي نمي توانستند آبياري كافي شود. بخصوص در فصل بهار،بنابراين سطح توليد خيلي پايين بوده است حدود 500 تا 600 كيلوگرم گندم درهكتار،بديهي است كه آبياري تكميلي از طريق سد رودك باعث افزايش محصول فوق به 1500 تا 2000 كيلوگرم درهكتار شده است.

علاوه برافزايش محصول ونجات ساكنان اين منطقه از كم آبي يا خشك سالي، اين سد مي تواند مزاياي ديگري نيز داشته باشد از جمله:

الف) تغذيه منابع آب زير زميني،چاه وقنات ها:

چون اين سد دردامنه كوه هاي جنوبي شهرستان احداث شده وبه توجه به توپوگرافي منطقه كه شيب از جنوب به شمال كم مي شود،باعث تغذيه چاه هاي پايين دست درروستا هاي همجوار از جمله سگز آباد شده است، تغذيه قنوات يكي از مهمترين مزاياي اين سد است،چراكه درنزديكي اين سد چندين مادر چاه مربوط به قنوات روستا هاي همجوار از جمله سگزآباد،امير آباد نو قرار دارد كه نسبت به قنوات دشت قزوين از آب دهي نسبتاَ خوبي برخوردار هستند.

ب) استفاده از درياچه سد براي پرورش ماهي كه اين مورد در سالهاي اخير مورد استفاده قرار گرفته است.

ج) تأثير مثبت درميكروكليمهاي آن محل وتفريگاه مناسبي براي ساكنان آنجا وروستاي مجاور لازم به توضيح است كه اين سد در نزديكي روستاي رودك احداث گرديده كه يكي از قطب هاي گردشگري طبيعي شهرستان بوئين زهرا مي باشد.( عمدتاَ درفصل بهار)

د) جلوگيري از فرسايش خاك براثر سيلاب هاي شديد

هـ ) وبالاخره بهتر شدن وضع آب وشرايط اقتصادي وزندگي مردم كه دركاهش مهاجرت روستائيان اين منطقه مؤثر خواهد بود.

البته مورد فوق درمهاجرت،آنچنان تأثير نداشته، چراكه از آمار سال(75-65) اين روستا چنين برميآيد كه، اين روستا يكي از روستاهاي مهاجرفرست بوده است به طوري كه نوسان جمعيت ازسال 65 تا 75 حدوداَ 60- نفر بوده است.

در صورتيكه روستاي همجوار اين روستا يعني اميرآباد نو داراي نوسان جمعيت 80+ درهمان دوره آماري بوده است.

·   لازم به ذكر است كه درتاريخ 25/3/1361 كه ارتفاع آب اين سد هنوز به 10 متر نرسيده بود،عده اي از روستاييان براي شنا كردن به داخل سد مي روند كه متأسفانه يكي از آنان درآب خفه مي شود(درواقع اولين قرباني سد بوده است).

1-     علي چگيني سيري در روستاي امير آباد نو- دانشگاه تربيت معلم  تهران سال 1371

 

بنابراين اين مردمي كه تا كنون هيچ مخازن بزرگي از آب را نديده ويا درآن شنا   نكرده اند،بايد توجه داشته باشند وهم اينكه مسئولان متوجه باشند كه با هشدار دادن به روستاييان،آنان را از عواقب وخيم اينگونه كارها آگاه سازند تا از وقوع چنين حوادثي جلوگيري بعمل آيد. البته بعد از اين حادثه دور سد را به طور كلي حفاظ كشي نموده ونگهباني نيز براي آن انتخاب شد تا اين حوادث تكرار نشود1.

 

البته رودخانه حاجي عرب دربالا دست داراي آب تقريباَ دائمي است ومي توان برروي اين رود،سد مخزني بزرگي را احداث كرد،مطالعات اقليمي اندازه گيري وبررسي ميانگين هاي دبي 33 ميانه درايستگاه حاجي عرب اين امر را اثبات مي كند.

·   البته درسفر اخير رياست محترم جمهوري جناب آقاي احمدي نژاد،قول احداث اين سد به مردم شهرستان داده شد وتا كنون،فروردين 86 هيچ گونه اقدامي دراين زمينه انجام نگرفته است،اميد است با پيگيري مسئولين شاهد احداث اين سد درسالهاي آتي باشيم، تا مشكل كم آبي اين حوضه آبريز نيز مرتفع گردد.

 

 

 

 

 

 

 


شكل 6 (تصوير سد خاكي رودك)

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

فصل دوم سه شنبه نوزدهم تیر 1386 9:35

 

فصل دوم:

مسيرشماره 2 شامل:

·        ايستگاه اول،مركز تثبيت شن وبيابان زدايي فتح آباد

·        ايستگاه دوم،كوير نمكزار اشتهارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسيرشماره 2

ايستگاه اول= ناحيه تثبيت شن فتح آباد:

موقعيت ومساحت

ايستگاه تثبيت شن وبيابان زدايي فتح آباد درفاصله 18 كيلو متري شرق مركز شهرستان بوئين زهرا وهمجوار جاده ترانزيت تهران بوئين زهرا وهمدان واقع ودرمختصات جغرافيايي طول  "35   '45  35   عرض "50  '13  50

قراردارد. مساحت كل آن 700 هكتار وحداكثر ارتفاع از سطح دريا 1200 متر وحداقل آن 1175 متر وداراي موقعيت دشت هموار مي باشد. كه شيب مختصري حدود 2 درصد از جنوب به شمال دارد. شمالاََ به جاده ترانزيت تهران همدان وروستاي فتح آباد وكله دره، شرقاَ به اراضي زراعي روستاي فتح آباد، جنوباَ به اراضي زراعي ومحدوده قريه آغچه مزار وآب باريك، غرباَ به اراضي مزرعه قدرت آباد محدود است.

 

 

 

 

 

 

 

 

تاغزارهاي فتح آباد:

گياهان تاغ «haloxyllon» وگز«Tamarix»  وآتريپلكس «Atriplex» از جمله گياهان شاخص مورد استفاده وقابل تطبيق با موقعيت هاي بحراني مناطق شن زار وبياباني كشور بوده كه عمدتاَ درطرح هاي تثبيت شن وبيابان زدايي اقصي نقاط كشور مد نظر قرار گرفته وبر اساس پايه هاي بومي موجود درمنطقه عملياتي ،از آن استفاده مي گردد. قابل ذكر است كه عمليات كشت اين گونه گياهان، با توجه به موقعيت بحراني وطاقت فرساي طبيعي عرضه هاي مورد نظر وغالباَ با وجود جريان شديد باد وحركت شن هاي روان بسيار دشوار بوده وبه آساني استقرار نمي نمايد. عليهذا دراين گونه شرايط درمرحله اول مي بايست با تمهيدات لازم وايجاد موانع زنده ومرده وبا محاسبات لازم،سرعت وزش باد را به حداقل رسانيده تا خاك سطحي دراثر وزش جريان باد به حركت درنيايد وبذر استفاده شده دركشت كه درعرصه هاي وسيع معمولاَ به صورت بذر پاشي انجام مي گردد درخاك استقرار پيدا كند.

اين عمليات مقابله با سرعت جريان باد وخنثي نمودن اثرات آن به دو صورت انجام مي پذيرد:

1-  ايجاد موانع مرده وزنده شامل ديوار هاي چوبي ني ويا سازه هاي سنگي وبتوني ويا ايجاد نوارهاي زنده با غرس درخت وبوته در جهت عمود بر جريان غالب، كه دراكثر نقاط با توجه به حركت شن روان وسرعت باد ومدفون شدن ويا حمل بذروبوته هاي كشت شده ويا جا به جايي شديد توده هاي ماسه، اين عمليات پس از تثبيت نسبي خاك وشن روان عرصه مورد نظر انجام مي گردد.

2-  استفاده از مالچ نفتي«malch» مالچ لغت انگليسي به معني پوشش است كه دراين روش با استفاده از موادي سطح سست خاك پوشش داده شده واز حركت آن توسط باد جلوگيري مي نمايد . البته بايد اضافه نمود كه مالچ علاوه بر جلوگيري از حركت سطحي باعث حفظ رطوبت خاك نيز مي گردد. ماده مالچ مورد استفاده درعمليات تثبيت شن وبيابان زدايي كشور، نوعي فراورده از ضايعات نفتي است كه فرمول آن توسط روان شاد مهندس منصوري مؤيد كشف وبه ثبت رسيد كه بعدها به عنوان رئيس دفتر مديريت مالچ هاي نفتي سازمان جنگل ومراتع كشور منشاء خدمات ارزنده اي درتثبيت شن هاي روان براي اقصي نقاط كشور گرديد. قابل ذكر است كه پس از كشف واستفاده اين ماده عمليات ايجاد ديواره مرده با الوار وني كه به عنوان بادشكن وبا هزينه بسيار زياد انجام مي گيرد. به طور چشم گيري منسوح وحتي المقدور عمليات تثبيت شن با مالچ پاشي همراه با بذر پاشي وكشت بوته اقدام وبه نتايج ارزنده وموفقي درجاي جاي كشور انجاميد كه از نمونه هاي آن  ايستگاه تثبيت شن وبيابان زدايي فتح آباد شهرستان بوئين زهرا استان قزوين ايستگاه تثبيت شن وبيابان زدايي الباجي كرخه نظاميه حميديه درخوزستان وعمليات وسيع گسترده دربوشهر وسيستان وبلوچستان وخراسان را مي توان نام برد.

 

 

 

 

 

 

 


شكل 2 ( تاغزارهاي فتح آباد،جهت تثبيت شن)

 

ايستگاه تثبيت شن وبيابان زدايي فتح آباد درفاصله 18 كيلو متري شرق مركز شهرستان بوئين زهرا وهمجوار جاده ترانزيت تهران بوئين زهرا .اقع گرديده كه سطح 362 هكتار آن به صورت جنگل انبوه دست كاشت «Haloxyllon»  (تاغ) پوشيده شده وبقيه مساحت محدوده با كشت انواع«Atrimisia» (درمنه) به صورت «Atreplex» (اسفناج وحشي)به صورت حفاظتي نگه داري مي گردد. قابل ذكر است كه قبل از سال 1347 شروع عمليات تثبيت شن بر اثر شدت جريان باد وشن روان درمنطقه كه منشاء آن رسوبات رودخانه اي وخاك هاي زراعي برداشت شده از عرصه هاي اراضي ديم زار وآيش زراعي اراضي جنوب غربي ايستگاه مذكور بوده سالانه خسارت زيادي به اراضي كشاورزي مناطق مسكوني وصنعتي وارد مي گردد كه وجود تپه ماهور هاي شني نسبتاَ بلند وتثبيت شده مركز جنگل كاري واظهارات ساكنان بومي منطقه مويد اين ادعاست.

تشريح وضعيت منطقه:

منطقه جنگل كاري ايستگاه با توجه به دير زيستي درختان تاغ ووجود پايه هاي سي ساله وهمچنين زاد آوري وتكثير طبيعي از طريق بذر افشاني درسال هاي پرآب ومناسب، داراي تراكم بيش از حد گرديده واين تراكم موجب پمپاژ بيش از حد آب هاي سطح الاضي ودرنتيجه خشكي بيش از حد خاك گرديده وپديده خشكي وسر خشكي درختان تاغ را موجب مي گردد.

به طور كلي با بررسي به عمل آمده دو عامل عمده طبيعي و انساني موجب بروز اين پديده مي گردد.

·   مهمترين محدوديت هاي طبيعي شامل خشك بودن خاك بدليل كمبود بارندگي وتبخير فوق العاده براثر بالا بودن درجه حرارت، طولاني بودن دوره خشكي درسال، وجود باد هاي گرم موسمي( باد راز) وعدم توانايي دسترسي ريشه به رطوبت حاصل از آبهاي تحت الارضي به دليل وجود لايه سخت وفشرده رسي درمنطقه مي باشد كه فقر خاك ووجود املاح شور وقليايي درسطح نسبتاَ وسيعي از عرصه مزيد برعلت زرد وخشك شدن توده گرديده است.

·   عوامل انساي نيز شامل ازدياد جمعيت، وجود مشكلات اقتصادي ومعشيتي،نياز هاي سوختي وعلوفه اي وعدم دسترسي به مراتع غني  ومناسب جهت چراي دام مي باشد كه موجب ورود دام به عرصه وچراي پوشش فقير زير اشكوب توده ودرنتيجه خشكي بيش از حد خاك دراثر حرارت وتابش نور خورشيد  مي گردد. لذا با توجه به موقعيت بحراني خاك وعدم انسجام وچسبندگي دربافت آن وجلوگيري از ايجاد حريق ويا فرسايش، تا كنون هيچ گونه مجوز تعليف وبهره برداري از توده جنگلي صادر نگرديده ولي دربخش علوفه كاري خارج از محدوده جنگل با توجه به توليد حداقل 500 كيلوگرم درهكتار برنامه بهره برداري وصدور پروانه چراي دام دردست تهيه وبررسي مي باشد. قابل ذكر است كه براساس پيشنهاد ودرخواست اشخاص قطعاتي درعرصه مرتعي محدوده با تصويب كمسيون هاي مربوط واگذار گرديده است.

به منظور مطالعه وشناسايي منطقه طرح ابتدا نقشه 362 هكتارجنگل كاري تاغ با مقياس 20000/1 شبكه بندي شده وبه 8 قطعه تقسيم مي گردد كه با شماره 1 تا 8 مشخص شده است، سپس هرقطعه با توجه به عوارض با علامت ونشانه در طبيعت مشخص گرديد ومطالعات لازم از قبيل تعداد پايه ها، حجم چوب سر پا قطر متوسط درختان كهن سال وميزان زاد آوري طبيعي وپوشش زير اشكوب منطقه به عمل آمد وهرساله يكي از قطعات مورد اجراي عمليات اصلاحي قرار مي گيرد.

درعمليات اجرايي جوانسازي واصلاح تاغ زار، اقدام به كف بر نمودن درختان خشكيده وهم چنين سرخشك ودير زيست با قطر 5 يا بيش از 5 سانتي متر مي گردد. تا اينكه فرصت لازم به رشد ونهالهاي جوان داده مي شود،دربخش عرصه هاي زير اشكوب كه داراي پوشش علوفه اي نبوده وموقعيت خاك اجازه مي دهد،اقدام به كشت گياه آتري پلكس ويا انواع گياهان مناسب با موقعيت منطقه گردد. قابل ذكر است كه بيشتر نقاط جنگل به دليل تراكم بيش از حد وعدم مناسب خاك بستر،اشكوب زيرين عاري از پوشش گياهي ولخت مي باشد كه با قطع درختان خشك وحذف پايه هاي كهن سال ونامرغوب موقعيت براي كشت گياهان مناسب آماده مي گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع آبي ايستگاه:

ايستگاه مورد مطالعه فاقد آب سطحي،رود، چشمه ومظهر قنات وغيره بود،ودر سال 1347 شروع عمليات آب مصرفي با حفر چاه دستي وهمچنين به وسيله تانكر  كششي از خارج ايستگاه تهيه مي گرديده است. درحال حاضر آثار دو حلقه چاه عميق درمحدوده مشاهده مي گردد كه به مرور زمان ريزش نموده واز حيز انتقاع خارج گرديده است. درحال حاضر يك حلقه چاه عميق به عمق يكصد متر به منظور تأمين آب مورد نياز عرصه هاي نهال كاري شده وهمچنين آب مورد نياز توليد نهال هاي گلداني جهت ادامه عمليات كشت بيابان زدايي گرديده واز نظر نياز آبي منطقه مرتفع شده است.

 با بهره برداري هاي بي رويه وبدون مجوز ار آب هاي زير زميني منطقه وخشك سالي هاي پياپي سالهاي اخير،درحال حاضر سطح آب زيرزميني از 15 متر به 30 متر افت نموده است ويكي از دليل مهم سر خشكي وزردي درختان تاغ محسوب مي گردد.

 ريشه هاي عميق تاغ  آب را از اعماق 10-15 متري جذب وبه سطح مي آورد ومقداري از آن را در برگ ها ومقدار زيادي را نيز  به وسيله تبخير تعرق از دست    مي دهد واين باعث هرچه خشكتر شدن خاك گرديده و خشكي درختان تاغ وعدم استقرار ورشد گياهان زير اشكوب را تشديد مي نمايد.

 

شكل 3 (نماي ديگر

 از تاغزار هاي فتح

 آباد)

 

آب وهوا:

اطلاعات هواشناسي ايستگاه مورد مطالعه از ايستگاه هاي همجوار واقع درفتح آباد، مركز شهرستان بوئين زهرا واشتهارد از طريق تعيين معدل ورعايت فواصل ايستگاه ها مشخص گرديده است كه درجدول شماره (1) تدوين شده است.

جدول شماره(1)

سال

متوسط حداكثر درجه حرارت

متوسط حداقل درجه حرارت

ميزان بارندگي

ميزان تبخير

متوسط درجه حرارت سالانه

1368

4/20

48/4

5/189

1/1409

44/12

1369

2/18

4/6

204

3/1365

3/12

1370

8/20

6

225

1385

4/13

1371

23

3/5

195

4/1435

15/14

1372

24/18

2/6

5/209

1356

22/12

1373

16

2/4

4/212

5/1312

1/10

1374

8/19

4/4

6/195

7/1380

1/12

1375

25/20

3/5

178

2/1406

75/12

1376

3/22

3/6

78

5/1435

3/14

1376

8/23

6

55

7/1480

9/14

متوسط 10 ساله

3/20

4/5

2/174

1396

87/12

 

 

قابل ذكر است حداكثر درجه حرارت مطلق درطول ده سال فوق 41 درجه سانتي گراد وحداقل درجه حرارت درطول همان دوره12-  سانتي گراد ثبت گرديده است.

طول دوره خشكي به طور متوسط 6 ماه درسال بوده و طول دوره يخبندان بسيار محدود وحداكثر 30 روز در سال مي باشد.

اقليم شناسي ايستگاه مورد مطالعه:

با اينكه اقليم منطقه با توجه به موقعيت جغرافيايي ووضعيت پوشش گياهان قابل استقرار به صورت طبيعي مشخص وجزء اقليم بياباني مي باشد، عليهذا به منظور ارزيابي علمي وكسب اطمينان از چگونگي ودرجه بندي اقليمي،منطقه،طرح از طريق فرمول وجدول آمبرژه ودو مارتن بررسي مي گردد.

 معدل بارندگي 10 ساله                                           p= 174/4

معدل حداقل درجه حرارت                                         m= 5/4

معدل حداكثر درجه حرارت                                   M=20/3

ضريب كلوين                                                    K= 273/2

 

 

 

 

 

 

 

جدول آمبرژه

 (جدول شماره 2)

نوع آب وهوا

مقدارQ

بياباني

15-0

خشك

25-15

نيمه خشك

55-25

نيمه مرطوب

95-55

مرطوب

150-95

خيلي مرطوب

بيشتراز150

 

 

 

 

 

 

 

 

با ملاحظه عدد 1/4= Q ومقايسه با جدول آمبرژه منطقه مورد نظر جزء اقاليم بياباني و با زمستان نسبتاَ سرد محسوب مي گردد.

بر اساس دومارتن نيز كه با درنظر گرفتن مقادير خشكي (IA) برنامه ريزي گرديده، سنجش اقاليم به صورت زير مي باشد.

جدول دو مارتن                                   ( جدول شماره3)

نوع آب و هوا

مقدار I

نيمه مرطوب

28-24

مرطوب

35-28

خشك

10-0

خيلي مرطوب نوع الف

55-35

نيمه خشك

20-10

خيلي مرطوب نوع ب

بيشتر از 55

مديترانه اي

24-20

 

ملاحظه مي گردد براساس روش دومارتن نيز منطقه از اقاليم خشك محسوب مي گردد.

 

نتيجه:

اين مكان يكي از ايستگاه هاي مهم جهت بازديد هاي علمي براي دانشجويان ،معلمين ودانش آموزان مي باشد. ازآنچائيكه مطالب زيادي دركتاب هاي جغرافيايي دوره هاي مختلف درمورد بيابان زدايي  بيان شده لذا اين مكان مي تواند در سطح استان يكي از پايگاه هاي مهم مطالعاتي وآموزشي براي اقشار مختلف باشد. با يك برنامه ريزي درست مي توان درمدت يك روز كاري از تمام نقاط اين جنگل بازديد كرد و نحوه تثبيت شن- مشاهده تپه اي ماسه اي گونه هاي مختلف گياهي را مشاهده كرد. ومطالب كتاب هاي درسي را با طبيعت آميخته كنيم تا ازاين طريق دين خود را به جغرافيا ادا كرده باشيم به اميد آنكه اين مطلب ناچيز بتواند مورد استفاده دبيران جغرافيا دوره متوسطه وعلوم اجتماعي دوره راهنمايي ودانشجويان رشته جغرافيا باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ايستگاه دوم= كوير نمكزار جاده بوئين زهرا به اشتهارد

تعريف كوير :

فرج اله محمودي(1368) د رتعريف كوير و بيابان عنوان مي كند: در واقع كوير عارضه اي در يك بيابان است نه خود بيابان. گاهي وسعت كمي از يك بيابان را شامل است(دشت لوت) و زماني به خاطر گسترش فراوان حتي نام خود را به بيابان مي دهد(دشت لوت). وي همچنين اظهار مي دارد: كوير پديده اي خاك شناسي است و در شرايط خاصي تشكيل و توسعه مي يابد كه تشكيل آنرا بر اثر وجود خاك با دانه بندي ريز توام با نمك در حضور آب به هر شكل (باران ، جاري ، زير زميني) مي داند.1

كوير ها مناطق پست و مسطحي هستند كه در دشتهاي آبرفتي مناطق خشك گسترش يافته اند كه ممكن است بر روي رسوبات درياچه اي متعلق به زمانهاي گذشته با نسبت بارندگي به تبخيري بيشتر از زمان حال قرار گرفته باشند ، بعضي از كويرها حداقل در بعضي از سالها بوسيله آبهاي فصلي پوشيده مي شوند.2

بنابراين كويرها عمدتاً در نواحي با شيب كم كه داراي تبخير بالقوه بيشتري هستند تشكيل         مي شوند آبهاي ورودي به حوضه اي كويري عمدتاً فصلي مي باشند و همين امر در ايجاد كوير نقش به سزايي دارد .

ما كوير هاي ايران را مي توانيم به هفت گروه تقسيم بندي كنيم كه عبارتند از :

1.  
  1. ژئو مرفولوژي ايران فرج اله محمودي سال 1368 تهران
  2. كويرهاي ايران و خصوصيات ژئو مرفولوژيكي آن دانيل كلنسيلي ترجمه دكتر عباس پاشائي سال 1381- انتشارات سازمان جغرافيايي ارتش
كويرهاي رسي خيس همراه با نمكزار : اين كويرها حدود 57 وسعت كويري ايران را تشكيل مي دهد و در واقع وسيعترين نوع آنها مي باشد. اين مناطق به علت پائين بودن سطح توپوگرافي از سطح ايستابي بوجود مي آيد ، معمولاً در چاله ها و آبخيزهائيكه داراي سنگهاي دوره ميوسن و بدون شك تبخيري مي باشند ، ايجاد مي شوند. مثل كوير اشتهارد .

2.      كوير هاي رسي : كه 12 درصد كل كويرهاي ايران را شامل مي شود  .

3.      كويرهاي درياچه فصلي : كه 11 درصد كوير هاي ايران را شامل مي شود.مثل درياچه مهارلو بختگان .

4.   كويرهاي رسي همراه با نمكزار : اين كوير هم 10 درصد وسعت كل كوير ها را شامل مي شود و تفاوت آن با نوع اول در ميزان خيسي آن است.

5.   كويرهاي درياچه هاي دائمي : اين كوير 6 درصد كوير هاي ايران را شامل مي شوند و عمدتاً به دليل نوسان آب درياچه ها بوجود مي آيند.

6.      كويرهاي رسي خيس: 2 درصد كويرها را شامل مي شود.

7.   كوير نمك : اين كوير كمترين وسعت كويرهاي ايران را شامل مي شوند كه حدوداً 1 درصد كل كويرهاي ايران است . مثل كوير نمك قم .

الف) موقعيت جغرافيايي  :

كوير نمك و يا بعضاً بنام باتلاق نمكزار را به آن مي دهند در شرق دشت قزوين واقع شده است قسمت وسيعي از اين كوير در داخل مرزهاي سياسي استان قزوين و قسمتي ديگر در داخل استان تهران واقع است. اين منطقه كويري از دو قسمت تشكيل شده است: 1) با توجه به نقشه توپوگرافي صفحه بعد قسمتي از اين كوير در سمت شمال شرق شهرستان بوئين زهرا واقع شده و مساحت زيادي را شامل مي شود و در نقشه هاي توپوگرافي به نام كوير يا باتلاق نمكزار مشهور است و حوضه آبريز سه رود ، حاجي عرب ، خره رود ، و ابهر رود مي باشد. 2) بخشي از كوير در شمال شرق اشتهارد واقع شده كه حاصل عملكرد رود شور مي باشد و به نام كوير اشتهارد معروف است.

در واقع بر اثر فرسايش رود در ارتفاعات شمالي اشتهارد (ارتفاعات حلقه در) و در نزديكي قشلاق حسينخاني و قشلاق دايلر ،باتلاق نمكزار به اين قسمت زهكشي مي شود و از اين پس رود شور يك مسير غربي شرقي را طي كرده است و به علت شيب بسيار كم زمين ، از سرعت اين رود كاسته و عمدتاً در زمين نفوذ مي كند و زمينه ايجاد كوير اشتهارد را باعث مي شود . با عبور رود شور از اين نمكزار بر شوري اين آب افزوده شده و در پل عاصف الدوله در نزديكي پليس راه ماهدشت كاملاً شور شده و به طرف جنوب شرقي جريان مي يابد و نهايتاً به حوضه آبريز درياچه مسيله قم مي ريزد .

بنابراين كوههاي شمالي اشتهارد يا همان ارتفاعات حلقه در ، اين كوير را به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم كرده است. كه به طور كلي زهكشي تمام رودهاي دشت قزوين به اين سمت       مي باشد. و همين امر باعث بالا بودن سطح آب هاي زير زميني در شرق دشت قزوين نسبت به غرب آن گشته است .

ب) ويژگي هاي زمين شناسي :

دشت قزوين همانطور كه ذكر شد حاصل عملكرد 3 رود خانه حاجي عرب ، ابهر رود ، و خره رود مي باشد كه اين سه رود در نزديكي پل شاه عباسي و در شرق دشت به هم مي پيوندند و رود شور را بوجود مي آورند. كه مسير رود با توجه به ظاهر آن دراثر عملكرد گسله هاي موازي كه در سمت جنوب ،گسل ايپك و گسل جارو و در قسمت شمال گسل ماهدشت و اشتهارد بوجود آمده است . و شيب عمومي دشت از غرب به شرق مي باشد .

 

ج) ساختمان پي دشت :

داده هاي زيادي در رابطه با چگونگي ساختمان پي دشت در دست نيست ولي بيرون زدگيهاي جزئي سازند ائوسن كرج  در شمال و جنوب قزوين ممكن است نشانگر اين باشد كه اين سازند پي سنگ دشت قزوين باشد . ضخامت رسوبات در دشت به طور متوسط 300 تا 350 متر در آلوانو و 300 متر در شرق تاكستان،شمال زين آباد بر آورد شده است . ناهنجاري پايين مقاومت ويژه در پهنه موين ، ككين و الله آباد به سمت غرب تا جنوب زين آباد مي تواند نشانگر وجود ساختي از سازند ميوس در كف دشت باشد ، كه بيرون زدگي هايي در شمال اشتهارد به موازات گل شمال اشتهارد نيز ديده مي شود . يك ناهنجاري بالاي مقاومت ويژه نيز در راستاي رود خانه خره رود شال ديده مي شود كه ممكن است نمايانگر وجود سنگهاي آتشفشاني در كف دشت باشد.

بخش جنوبي و جنوب شرقي دشت از سنگهاي و لكانيكي و پلوتونيكي به شكل ارتفاعات منطبق برامتداد گسل ايپك و جارو، و تشكيل شده است . به طور كلي پلوتونيك در منطقه وجود دارد كه درون سنگهاي ولكانيكي و ولكانوكلاست ائوسن روي داده است . تعيين سن مطلق كه بر روي توده هاي آذرين نفوذي به روش آرگون پتاسيم در چهار گوش ساوه توسط ( كايا و همكاران 1978 ) صورت گرفت سن 39 ميليون سال را مشخص ميكند كه با فاز تكتونيكي ائو  اليگوسن مطابقت دارد .

در محدوده ي مورد مطالعه گسله هاي زيادي وجود دارد كه عبارتند از :

الف) راندگي اشتهارد: به درازاي 63 كيلومتر و راستاي مدار شرقي غربي شيب به سمت شمال بوده و در راستاي آن نهشته هاي (رسوبات) نئوژن بلنديهاي حلقه در بر روي كفه رودخانه شور در شمال اشتهارد رانده شده است كه باعث جدايش دو كوير نمكزار و كوير اشتهارد از هم شده است .

ب) گسل فشاري ايپك: راستاي شرقي غربي دارد  ،شيب به سوي جنوب و طول آن 85 كيلومتر مرز ميان سازندائوسن كرج و رسوبات نئوژن را مي سازد.

ج) گسل جنوب اشتهارد: با راستاي شرقي ، غربي و درازاي 52 كيلومتر به موازات و در جنوب راندگي اشتهارد قرار دارد. شيب به سوي جنوب و رسوبات نئوژن جنوبي بر روي رسوبات كفه ي رودخانه شور و پادگانه هاي آبرفتي جوان شمال ، رانده شده است.

ضرورت وا كاوي علمي و كارشناسي كوير زدايي :

دبيرخانه كنوانسيون ملل متحد سال 2006 را سال بين المللي كوير و كوير زدايي نامگذاري كرده است ، كارشناسان سازمان ملل متحد معتقدند : در صورت فقدان اقدام موثر به منظور جلوگيري از گسترش كويرها در جهان تا سال 2020 ميلادي تقريباً 135 ميلون نفر در معرض خطر آوارگي قرار خواهند گرفت دبير كل سازمان ملل مي گويد: در حال حاضر كويرها يك پنجم جمعيت جهان را در بيش از يكصد كشور تحت تاثير قرارداده اند كه در بدترين وضعيت ، موجب مهاجرت اجباري افراد از مناطق روستايي به شهرهايي مي شوند كه خود توان و امكان ميزباني آنان را ندارند .

در اين پيام آمده است : در عين حال بايد كويرها محافظت شود زيرا داراي اكوسيستم حياتي و مكاني براي تمدن هاي غني از نظر فرهنگي و باستاني است كه هزاران كيلومتر از هلال حاصلخيز بين النهرين گرفته تا جاده ابريشم و همچنين اكوسيستم آمريكاي لاتين را فرا مي گيرد. روز جهاني مبارزه با كوير زدايي ، بهانه اي است كه يكبار ديگر اين پديده از ديدگاه هاي مختلف كارشناسي و علمي مورد واكاوي قرار گرفته و با انجام پروژه هاي ملي ، همگام و همسو با اهداف جهاني اين روز كه مورد تاكيد دبيركل سازمان ملل نيز قرار گرفته است. دستاورد هاي علمي و عملي بالاتر نصيب اين عرصه در كشور شود. به اميد آن روز . 1

كويرها توانهاي بالقوه اي نيز دارند كه اگر به آنها توجه شود. مي تواند اين مناطق را به يكي از مناطق توريستي در ايران تبديل بنمايد وجود دق هاي سفت و محكم رسي ، صفحات نمكي ، تپه هاي ماسه اي توانايي تبديل اين سرزمينها را به مناطق گردشگري دارند. گردشگري   بياباني و كويري و تماشاي پديده هاي زيبا آن هنوز در كشور ما جا نيافتاده و مسئولين نيز در اين زمينه كوتاهي كردند با عنايات ويژه به اين مناطق و گسترش اكوتورسيم در آنجا مي توانيم بر صادرات نامرئي خود كه همانا افزايش درآمدهاي توريستي است بيافزاييم. برگزاري مسابقات رالي و موتور سواري و كوير نوردي با شتر و برخي حيوانات ديگر از توانهاي محيطي اين مناطق است .

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

فصل اول دوشنبه هجدهم تیر 1386 10:52

 

 فصل اول:

مسير شماره 1 شامل:

·        ايستگاه شماره 1 معدن سنگ آهن پته كوه

·        ايستگاه شماره 2 كاروانسراي هجيب  

 

 

 

 

 

 

 

 

مسيرشماره (1)

ايستگاه اول= معدن پته كوه كوه هاي جوشالو جاده ساوه بوئين زهرا:

توده هاي محل بيشتر ازنوع آنذريت تراكي آنذريت ونفوذي مي باشند.

كاني هاي باريت،ماگنيتيت fe2o3 به همراه آهن ديده مي شوند. آهن اين منطقه ازنوع ماگمايي است يعني مواد مذابي كه به سمت بالا آمده اند كم كم سرد شده وبه صورت توده اي آهن را ايجاد كرده اند.

آهن ماگمايي بيشتر درامور ذوب آهن كاربرد دارد. نوع ديگر آهن رسوبي است كه كاربرد خاصي ندارد. نوع ديگر پلاسر است كه درالموت استخراج مي شود. والبته گاهي گدازه هاي بازالتي كه از كف اقيانوس بالا مي آيند نيز درتشكيل آهن مؤثرند.

درصد آهن درمعدن موجود،حدود 41 درصد مي باشد كه به صورت مانيتيت است. اين آهن كاربرد چنداني جهت ذوب ندارد.si   موجود نيز به 20 درصد مي رسد. درسيمان آبيك وشمال از مواد آهني اين معدن استفاده مي شود. البته مهمترين اشكال اين معدن آن است كه آهن آن با باريت مخلوط شده است. جهت استخراج اين معدن ابتدا نمونه برداري وباطله برداري مي نمايند وعيار آهن را مشخص مي نمايند (عيار سنجي) تا اقتصادي بودن آن مشخص شود. آهن هماتيت آهن منيتيت منگنز بنتونيت وبا فاصله مس نيز دراين معدن به چشم مي خورد.

 

ايستگاه دوم= كاروانسراي شاه عباسي هجيب:

درمسير كاروان روي قزوين اصفهان ودر حدود 30 كيلومتري جاده بوئين زهرا به ساوه كاروانسراي بزرگي وجود دارد كه به گزارش شاردن توسط زينب بيگم مادر شاه عباس اول با هزينه اي معادل چهار هزارتومان شاخته شده وبا بناهاي الحاقي اش از جمله دو باغ، دو آب انبار، يك گرمابه ويك جويبار بهترين كاروانسراي ايران به شمار آمده است.

مساحت 5850 متر مربع با 400 متر مربع زيربنا و 36 حجره از وسعت كم نظير اين كاروانسرا حكايت دارد. پلان كاروانسرا به صورت مربع بوده كه درتقاطع بيروني چهار ضلع آن برج هاي مدوري از سنگ وآجر برآورده اند كه ارتفاع آنها نيم متر از سطح رخبام بالاتر است.

سردر رفيع وبا شكوه ورودي درضلع غربي قرار دارد كه طرفين آن را دو طبقه ساخته وبا طاقنماهاي جناغي تزيين كرده اند. هشتي ورودي كه داراي فضايي وسيع است با سقف گنبدي بزرگي پوشش يافته واز تزئينات كاربندي دردور تا دور پايه قوس گنبدي آجري برخوردار است. دردوسوي هشتي اتاق هايي براي نگهبانان درنظر گرفته اند كه با راه پله اي به پشت بام راه مي يابند. حياط كاروانسرا كه به ابعاد تقريبي 40*43 متر گسترده داراي چهار ايوان است كه طاقنماهاي به ارتفاع 6 متردارد وپشت آنها       اتاق هاي بنا قرار گرفته كه مساحتشان از 9 تا 5/13 متر مربع متفاوت است.

درمركز حياط بناي آجري به شكل هشت ضلعي ساخته اند كه از دوچهار طاقي متصل به هم با قوس جناغي باز تشكيل شده وگنبدي 6 وجهي با آجر كاري زيبا دارد. اين بنا علاوه بر سرداب،كاربرد هايي همچون رخت شويخانه و.... داشته است.

درتمامي بناي  كاروانسرا،پايه آن برسنگ قرارداده وبقيه اش را با آجر بالا برده اند. پشت اتاق ها ودر چهارسوي كاروانسرا،راهرويي سراسر با طاقنماهايي عميق به شكل طاق ساخته اند كه در طرفين  داراي سكوهايي درارتفاع تقريبي يك متر از كف مي باشد وبه منظور بار اندازه ازآن استفاده مي شده وتوسط اتاق هاي ميانجي به حياط راه داشته است. از ويژگي هاي اين كاروانسرا مي توان از حمام وآب انبار وباغ هاي آن كه براي تأمين هزينه هاي نگهداري كاروانسرا وقف شده بود، ارتفاع بسيار كم درگاهي ورودي، حجره ها كه به منظور ايمن داشتن مسافران از سرما وگرماي  كويري وگردباها وتوفان هاي نفس گير منطقه طراحي شده و16 طاقنما درقسمت بيروني ضلع جنوبي براي داد وستد بازرگانان واستقرار نعلبندان، پالاندوزان وفروشندگان ساز وبرگ چهار پايان نام برد.

به دليل كم توجهي وحفاري هاي غيرمجاز ونيز خرابيهاي وارد بر كاروانسرا وآنچه از آن باقي مانده تنها بناي ظاهري ساختمان است.

ظاهراَ اين كاروانسرا اكنون توسط سازمان ميراث فرهنگي درحال تعمير است.

نكته قابل توجه اينكه در طراحي وساخت آب انبار كاروانسرا از قانون ظروف مرتبط (قانون محاسباتي درفيزيك) استفاده شده است كه هر انداز كاروانيان ومركبها از آب حوض استفاده مي كردند از حجم آب كم نمي شد.

ظاهراَ تاريخ ساخت اين بنا به سال 1050 قمري برمي گردد وحدود بيش از 370 سال از عمر اين كاروانسرا مي گذرد، جالب توجه اينكه زلزله سال 1341 بوئين زهرا با قدرت بيش از 7 ريشتر نتوانست آسيب جدي براين بنا وارد كند تنها قسمتي از ديوار جنوبي آن تخريب شد وجالب اينكه اين بنا از نظر زمين شناسي بر روي بخشي از گسل ايپك واقع شده است.

 

 

 

 

 


شكل 1 (كاروانسراي حجيب )

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

پیشگفتار دوشنبه هجدهم تیر 1386 10:51

پيشگفتار:

ژئو پارك ميراث به جا مانده از فعاليت هاي طبيعي وانساني بشر،دركره زمين است. دراين ميان هركشوري كه از تاريخ كهن وپيچيدگي هاي زمين شناختي وجغرافيايي بيتري برخوردار باشد، پتانسيل مناسبي را در توسعه اين صنعت به همراه خواهد داشت.

بررسي فرآيندهاي شكل دهنده زمين وميراث به جاي مانده ازآن موضوع علم جغرافيا وعلوم اجتماعي، تاريخ وباستان شناسي وزمين شناسي است.

جاذبه هاي جغرافيايي وزمين شناسي وبطور كلي موارد فوق، در دو بخش ابزاري وبراي آموزش عمومي و توسعه اقتصادي پايدار مد نظر قرارمي گيرند.

از چندين سال پيش تا كنون وبه ويژه اززمان برگزاري كنفرانس سازمان ملل با موضوع محيط زيست وتوسعه، درفوريه سال 1992 حمايت ومديريت محيط زيست به عنوان اولويت مهم برنامه ريزان،تصميم گران،دانشمندان وافكار عمومي مد نظر قرارگرفت بهره گيري بهينه از زمين،نيازمند شناخت مناسب تر فرايند هاي فيزيكي،شيميايي، زيستي وزمين شناختي مؤثر برسطح آن است كه اين پديده ها درگذشته انسان را تحت تأثير قرار داده ودرآينده نيز اين چنين خواهد بود.

ژئوپارك، نواحي برگزيده داراي جاذبه هاي جغرافيايي وچشم انداز زيباي پيكر شناسي و زيستي هستند.

ازآنجائيكه جغرافيا،بررسي رابطه انسان ومحيط وتأثيرات اين دو برهم چيز ديگري  نمي تواند باشد،لذا آموزش اين مفاهيم درمحيط هاي طبيعي وانساني وتربيت شهروندان خوب نيز مي تواند از اهداف ديگر جغرافيا باشد. بسياري از معظلات ومشكلات موجود درمحيط پيرامون ما ناشي از عدم آگاهي،افراد وشناخت محيط پيرامونشان مي باشد. معظلاتي از قبيل،تخريب منابع گياهي،بيابان زايي،فرسايش خاك،تخريب آثار وابنيه تاريخي وباستاني، كوير زايي و... همه وهمه نتيجه عدم آگاهي وشناخت محيط مي باشد كه اگر ما اين مفاهيم را از دوره ابتدايي، راهنمايي ومتوسطه درقالب مفاهيم جغرافيايي وآن هم دربازديد هاي علمي به فرزندانمان بياموزيم، شايد دردهه هاي آتي كمتر دچار مشكلاتي از اين قبيل خواهيم شد. لذا هدف عمده طرح در وهله اول همان آموزش صحيح مفاهيم درخارج كلاس به دانش آموزان وحتي دبيران ومسئولين ذينفع مي باشد. همچنين حفاظت از ميراث زمين كه درمعرض صدمات ناشي از فعاليت هاي انساني قرار دارد.

اين طرح شايد مقدمه اي باشد براي اينكه بتوانيم،آن را در سطح استان اجرا نماييم ولي دروهله اول، فقط براي محدوده شهرستان بوئين زهرا درنظرگرفته شده كه مي تواند قابل استفاده براي تمامي دبيران ودوست داران طبيعت باشد.

چراكه به اظهار بسياري از جغرافيدانان،مورخين وباستان شناسان شهرستان بوئين زهرا با توجه به غناي باستاني وطبيعي مي تواند از نظر علمي وزمين شناسي، بلكه باستان شناسي، اكولوژيكي ويا فرهنگي،يك ژئوپارك بين المللي باشد.

لذا اين منطقه جزئي از يك شبكه جهاني است كه بهترين تجارب را با احترام به حفظ ميراث زمين به اشتراك گذشته و معيار اصلي آنها استراتژي توسعه پايدار است.

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

مقدمه دوشنبه هجدهم تیر 1386 10:48

مقدمه:

يكي ازروش هاي فعال درتدريس جغرافيا،روش بازديد علمي ومشاهده پديده هاي جغرافيايي است كه درمحدوده ي منطقه مورد تدريس هريك ازهمكاران درسطح شهرستان قابل دسترسي است.

اغلب موارد ياد آوري شده در كتابهاي درسي جغرافياي دوره متوسطه،راهنمايي وحتي ابتدايي درفاصله نه چندان دور از محيط زندگي ما قابل مشاهده است وبايد انگيزه لازم براي جستجوي اين پديده ها را دردبيران جغرافيا، فراهم نمود.

دراينجا ما سعي خواهيم كرد،مسيرهاي موجود در سطح شهرستان را از نظر پديده هاي جغرافيايي آن،به چند مسير وهر مسير به چند ايستگاه تقسيم شود تا دبيران جغرافيا،وعلوم اجتماعي با رفتن به اين مسيرها وبردن دانش آموزان بتوانند،جغرافيا را به صورت ملموس تر براي آنها تدريس نمايند،  چرا كه بهترين،روش تدريس جغرافيا روش بازديد ميداني است كه مي تواند يادگيري مفاهيم را  پايدارتر نمايد. اگرازجنبه ديگري به اين مسئله نگاه كنيم،آشنايي با منطقه وشهرستاني كه درآن ديده به جهان گشود وبه آن عشق مي ورزيم براي همه ما ضروري،بلكه واجب است، از طرفي علاقه نشان دادن به كشف مجهولات وپديده هاي پيرامون خويش وآشنايي با طبيعت ومردمي كه با آنها دريك محيط زندگي مي كنيم،يك خواست ونياز فطري وذاتي است.

با اين اقدام مي توان درراه آشنايي هرچه بيشتر دبيران ومسئولين محلي شهرستان وحتي استان با محيطي كه درآن زندگي مي كنيم گام برداشت واين شناخت سبب مي شود تا ما از امكانات خدا دادي سرزمين خويش استفاده بيشتري كنيم وبه مرز استقلال وخود كفايي نزديكتر شويم.

درپايان با علم به نواقص وكاستي هاي موجود دراين نوشته،ازتمامي دوستان ودبيران جغرافيا وعلوم اجتماعي وزمين شناسي وساير صاحب نظران وخوانندگان محترم اين تقاضا را دارم كه لغزش واشتباهات موجود را از طريق انعكاس به گروه هاي آموزشي،مديريت آموزش وپرورش شهرستان بوئين زهرا، به اطلاع ما برسانند.

قبا گر حرير است وگر پرنيان        بناچار خشوش بود در ميان

« اللهم وفقنا بما تحب وترضي »

(خداوند ما را بدآنچه دوست مي داري ومورد رضايت توست، موفق بدار)

                                                                                   علي چگيني

دوازدهم ارديبهشت ماه يك هزاروسيصدوهشتادوشش

 

 

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

بویین زهرا دوشنبه هجدهم تیر 1386 10:47

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                         صفحه

مقدمه                                                                               1                

پيشگفتار                                                                           3

فصل اول                                                                          5

مسير شماره 1                                                                   5

ايستگاه اول معدن پته كوه                                                     6

ايستگاه دوم كاروان سراي حجيب                                           6

فصل دوم                                                                         9

مسير شماره 2                                                                                     

ايستگاه  اول ناحيه تثبيت شن فتح آباد                                   10

تاغزارهاي فتح آباد                                                              11

تشريح وضعيت منطقه                                                          13

منابع آبي ايستگاه                                                                16     

آب و هوا                                                                          17

اقليم شناسي ايستگاه                                                            18

جدول آمبرژه                                                                     19

جدول دومارتن                                                                   19

نتيجه گيري                                                                        20

ايستگاه دوم كوير نمكزار                                                   21

انواع كوير هاي ايران                                                                     21

موقعيت جغرافيايي                                                                        22

ويژگي هاي زمين شناسي                                                      23

ساختمان پي دشت                                                               24

ضرورت واكاوي علمي و كارشناسي كوير زدايي                                 25

فصل سوم                                                                         27

مسير شماره 3 ايستگاه اول                                                          28

ايستگاه شماره2 سد خاكي رودك                                         32

ايستگاه شماره 3 رودخانه حاجي عرب (رودك)                       35

ايستگاه شماره 4 منطقه آتشفشاني رامند و خاك هاي صنعتي     37
نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

فهرست دوشنبه هجدهم تیر 1386 10:47

كائولنيت                                                                            37

بنتونيت                                                                             37

راه هاي تشكيل بنتونيت                                                        38

فصل چهارم                                                                      39

مسير شماره 4                                                                   40

ايستگاه شماره1- اطراف روستاي حسين آباد                            40

ايستگاه شماره2- خاك آهكي عباس آباد                                   40

ايستگاه شماره 3 چشمه آبگرم                                            43

تجزيه شيميايي آبگرم                                                           45

ايستگاه شماره4 معدن سنگ تراورتن-كنار ايستاديوم ورزشي                      

 آبگرم                                                                              46

ايستگاه شماره 5 خره رود                                                           47

ايستگاه شماره6- برج هاي دوگانه خرقان                                 50

ايستگاه شماره7- كارونسراي آوج                                          53

مسير شماره5 ايستگاه شماره 1 پل شاه عباسي                    54

ايستگاه شماره2- كاروانسراي محمد آباد                                 56

منابع و ماخذ                                                                      57

نوشته شده توسط محمد سیاهلو  | لینک ثابت |

 
12600 http://bouinmiras.blogfa.com<-PostLink->